روانشناسی چیست؟

بازدید: 77 نفر
انتشار: 27 Amordaad 1401
روانشناسی چیست؟

روانشناسی چیست؟

روانشناسی یعنی : ” مطالعه رفتار” یا ” مطالعه علمی رفتار موجود زنده” ،” مطالعه علمی رفتار و فرایند های روانی ” ، علمی که رفتار و زیرساختهای آن، یعنی فرایندهای فیزیولوژیکی و شناختی را مطالعه می کند و در عین حال حرفه ای است که در آن از دانش حاصل برای حل عملی مسائل انسانی ، استفاده میشود” .
 

مهم ترین شاخه های روانشناسی کدام اند؟


. روانشناسی بالینی

روانشناسی بالینی را می توان رایج ترین شاخه ی روان شناسی دانست. روانشناسی بالینی در مواردی مانند درمان نابهنجاری، زیست شناختی، روان شناختی، اجتماعی و رفتاری بسیار موثراست..

· روانشناسی مشاوره

در روانشناسی مشاوره سعی بر این است تا به فرد مراجعه کننده کمک شود تا خود واقعیش، نیازها، ایرادها، نقطه ضعف ها و موارد مهم را شناسایی کرده و برای آن برنامه ریزی کند..

· روانشناسی خانواده

روانشناسی خانواده یکی از مهم ترین شاخه های روانشناسی است. معمولا مسائلی مانند معضلات و مشکلات خانوادگی، پیدا کردن راه حل درست برای حل مشکلات بین زوجین، بهبود بخشیدن به روابط و وضعیت بهداشت روانی خانواده از مهم ترین دلایلی است که افراد را قانع می کند به روانشناس مراجعه کنند.

· روانشناسی تحصیلی

از دیگر شاخه های روانشناسی می توان به روانشناسی تحصیلی اشاره کرد. مشاوره تحصیلی و روان شناسی تحصیلی از مهم ترین موارد برای دانشجویان و دانش آموزان است. معمولا پیدا کردن اعتماد بنفس در افراد محصل، کمک به آن ها برای پیدا کردن دیدگاه صحیح در مورد آینده، شناخت اهداف و تعیین استراتژی و مسیر صحیحی برای رسیدن به آن ها از مواردی است که با توجه به روحیه و عواطف فرد مراجعه کننده در روانشناسی تحصیلی انجام می شود.

· روانشناسی تربیتی

همان طور که از اسم این شاخه پیداست، در این رویکرد به تربیت و تعلیم پرداخته می شود. در روانشناسی تربینی هدف این است که فرد به بهترین شکل ممکن آماده ی دریافت اطلاعات شود و با طراحی یک فرآیند مناسب، اقدام های لازم برای دستیابی به این هدف فراهم می شود.

· روانشناسی رشد

آنچه که در روانشناسی رشد به آن توجه می شود، تغییرات و تحولات فرد از زمان تولد تا اکنون است. جنبه های روانی، کارکرد ها و رفتارهای اجتماعی، جنبه های شناختی و جنبه های انگیزشی از مهم ترین تغییرات و دگرگونی های انسان ها در طول بازه زمانی های مختلف است.

شاید برایتان جالب باشد بدانید در ابتدا روانشناسی رشد برای کودکان مطرح بود به راه حلی مهم اما به مرور زمان تغییرات انسان ها در سن های مختلف مورد توجه و بررسی قرار گرفت..

· روانشناسی شخصیت
الگوهای شخصیتی و تغییرات در مورد شخصیت، چیزی است که در روانشناسی شخصیت رخ می دهد. اما اگر بخواهیم کمی شفاف تر صحبت کنیم ابتدا باید اشاره ای به مفهوم شخصیت داشته باشیم.

در اصل شخصیت مجموعه ای کامل از خصوصیات و ویژگی های هر فرد است که در نهایت بر احساسات، عقاید، رفتارها و موارد متفاوت اثر می گذارد. انواع نظره های روانشناسی اجتماعی؛ رفتاری، شناختی و تکاملی در این شاخه از روانشناسی ترسیم می شود.

· روانشناسی اجتماعی

گوردن آلپورت در مورد روانشناسی اجتماعی می گوید: روانشناسی اجتماعی، مطالعه‌ی علمی و روشمند شیوه‌ی فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن انسان‌ها در حضور مستقیم و ضمنی دیگران است. در اصل می توان گفت روانشناسی اجتماعی، در مورد درک رفتار افراد در زمینه های اجتماعی می پردازد.

روانشناسی اجتماعی برخلاف دیگر شاخه های روانشناسی، مزایا و معایب دقیق و مشخصی دارد. اصلی ترین نقطه قوت این شاخه این است که پیش بینی های بسیار شفاف را ارائه می دهد. اما در نظر نگرفتن و توجه نکردن به تفاوت های فردی در روانشناسی اجتماعی را می توان نقطه ضعف آن دانست.

· روانشناسی سازمانی

روانشناسی سازمانی یا همان روانشناسی صنعتی و سازمانی، مانند برخی دیگر از شاخه های روانشناسی به چند زمینه اصلی تقسیم می شود که در ادامه نام آن ها را ذکر کرده ایم:

استخدام و گزینش کارکنان
توسعه و آموزش کارکنان
ارزیابی عملکرد کارکنان
روانشناسی مهندسی
مدیریت و رهبری
بهداشت، ایمنی و استرس محیط کار
انگیزش و خشنودی شغلی
 

 

 

 

 

 

 

تاریخچه علم روانشناسی


از تمام نظام های علمی موجود روان شناسی کهن ترین آنهاست. علاقه به بحث روان شناسی را می توان تا قدیمی ترین ذهن های کاوشگر ردیابی کرد ما همواره از رفتار خودمان در شگفت بوده ایم و اندیشه های مربوط به ماهیت و کردار انسان کتاب های مذهبی و فلسفی بسیاری را پر کرده اند حتی در قرن های چهارم و پنجم پیش از میلاد افلاطون و ارسطو و دیگر دانشمندان یونانی با بسیاری از مسائلی که روان شناسان امروزی با آن ها درگیر هستند دست و پنجه نرم می کردند. مسائلی مانند حافظه٬ یادگیری٬ انگیزش٬ ادراک٬ خواب دیدن و رفتار غیر منطقی همان پرسش هایی که امروزه درباره ماهیت انسان مطرح اند از قرن ها پیش وجود داشته اند که این خود نشان می دهد در موضوع روان شناسی بین گذشته و حال یک استمرار بنیادی موجود بوده است ممکن است اینگونه به نظر برسد که چون روان شناسی از دوران باستان شروع است پس مطالعه ما هم باید از همانجا آغاز شود اما نکته دیگر وجود دارد که باید مورد مطالعه قرار گیرد. اگرچه روان شناسی یکی از نظام های قدیمی است از نظام های جدید نیز به شمار می رود این تناقض به طور اختصار به وسیله روان شناس قرن نوزدهم هرمن ابینگهاوس چنین توصیف شده است : « روان شناسی پیشینه ای دراز اما تاریخچه ای کوتاه دارد ». روشن فکران روان شناسی در واقع فیلسوفان باستان هستند اما سنت و شکل روان شناسی نوین اندکی بیش از صد سال سابقه دارد. صدمین سالگرد تولد روان شناسی نوین در سال ۱۹۷۹ جشن گرفته شد تفاوت بین روان شناسی قدیم و جدید کمتر به تفاوت بین پرسش هایی که درباره طبیعت انسان مطرح می شود مربوط است و بیشتر اختلاف بین روش هایی را که برای یافتن پاسخ به این پرسش ها به کار می رود نشان می دهد. آنچه فلسفه قدیم را از روان شناسی جدید متمایز می سازد و پیدایش یک نظام مستقل را نشان می دهد رویکردها و فنون مورد استفاده اند. تا ربع آخر قرن نوزدهم فلاسفه می کوشیدند تا ماهیت انسان را از طریق حدس و گمان و شهود خود مطالعه کنند. دگرگونی مهم زمانی رخ داد که آنان کاربرد ابزارها و روش های علمی را برای پاسخگویی به پرسش های مطرح شده در مورد ماهیت انسان آغاز کردند. ابزارها و روش هایی که موفقیت آن ها قبلا در علوم طبیعی و زیست شناسی ثابت شده بود تنها زمانی که پژوهشگران برای مطالعات ذهن به مشاهدات دقیق کنترل شده و آزمایشگری روی آوردند روان شناسی هویتی مستقل از تبار فلسفی اش کسب کرد. روان شناسی جدید برای رسیدن به موضوع خود به ایجاد روش های دقیق تر و عینی تری نیازمند بود. بنابراین پس از جدا شدن از فلسفه بخش اعظم تاریخ روان شناسی کوششی پیگیر در جهت پالایش ابزارها٬ فنون و روش های مطالعه بوده است تا در پرسش ها و پاسخ های مورد نظر هر چه بیشتر به دقت و عینیت دست یابد. تنها در حدود صد سال اخیر روان شناسان موضوع روان شناسی را تعریف کرده شالوده آن ریخته و استقلال آن را از فلسفه مورد تایید قرار دادند.

هر چند سابقه علمی روانشناسی بسیار کوتاه است ، اما در همین دوران کوتاه نیز رویدادهای بسیار و در عین حال مهم باعث گردیده است روانشناسی تا بدین حد در ابعاد مختلف حیات آدمی ، بکار گرفته شود.

پدران روانشناسی 

در سال ۱۸۷۵ ویلیام جیمز ( بطور مستقل و تقریبأ همزمان با وونت) اولین آزمایشگاه را برای مطالعه در زمینه درون نگری یا مشاهده دقیق و نظام دار تجربه آگاه آزمودنیها به وسیله خویشتن در آمریکا تاسیس کرد.

در سال ۱۸۷۹ وونت اولین آزمایشگاه را برای انجام گرفتن تحقیقات روانشناسی در لایپزیک (آلمان) تاسیس کرد.

در سال ۱۸۸۱ وونت اولین مجله را برای معرفی نتیجه تحقیقات روانشناسی ، منتشر ساخت.

در سال ۱۸۹۰ ویلیام جیمز کتاب اصول روانشناسی را به چاپ رسانید.

در سال ۱۸۹۲ استانلی هال ، انجمن روانشناسی آمریکا را تاسیس کرد.

در سال ۱۹۰۴ ایوان پاولف نشان داد که چگونه می توان پاسخهای شرطی شده را ایجاد کرد

بدین وسیله مسیر یا راه را برای پیدایش روانشناسی محرک- پاسخ ، هموار ساخت.

در سال ۱۹۰۵ آلفرد بینه اولین آزمون هوش را با موفقیت در فرانسه تهیه کرد .

در سال ۱۹۰۹ استانلی هال از فروید جهت سخنرانی در دانشگاه کلارک در امریکا دعوت به عمل آورد و در نتیجه باعث گردید شهرت رو به گسترش فروید به طور رسمی و خاصه در امریکا نیز پذیرفته شود.

در سال۱۹۱۳ جان بی . واتسون بیانیه رفتارگرایی کلاسیک را نوشت و طی آن اعلام کرد که روانشناسی تنها باید به مطالعه” رفتار قابل مشاهده موجود زنده ” بپردازد.

در بین سالهای ۱۹۱۴ و ۱۹۱۸ و در طی سالهای جنگ جهانی اول ، به کارگیری آزمون هوش به طور گسترده آغاز گردید.

در دهه ۱۹۲۰ روانشناسی گشتالت به حداکثر نفوذ خود در بین روانشناسان و نیز در علم روانشناسی نزدیک شد ، در سال ۱۹۳۳ نفوذ نظریه های فروید نا انتشار ” سخنرانیهای مقدماتی ولی جدید در زمینه روانکاوی ” ، بیشتر تحکیم پیدا کرد.

در طی سالهای ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ رشد سریع روانشناسی بالینی در پاسخ به تقاضای بسیار زیاد و فزاینده برای دریافت خدمات بالینی ( ناشی از صدمات حاصل از جنگ جهانی دوم ) ، آغاز شد.

در سال ۱۹۴۳ کلارک هال از رفتارگرایی اصلاح شده که طی آن استنباط های دقیق درباره حالتهای غیر قابل مشاهده درونی مجاز شمرده می شد ، دفاع کرد.

در سال ۱۹۵۱ کارل راجرز با انتشار کتاب خود تحت عنوان ” درمان متمرکز بر مددجو” باعث شد” نهضت بشر دوستانه ” در روانشناسی آغاز گردد.

در سال ۱۹۵۳ بی. اف. اسکینر کتاب معروف خود به نام ” علم و رفتار آدمی” را منتشر ساخت و از نهضت رفتارگرایی همانند واتسون پشتیبانی کرد.

در سال ۱۹۵۴ آبراهام مزلو کتاب انگیزش و شخصیت را منتشر ساخت و باعث گردید ” نهضت بشر دوستانه ” بیشتر تقویت شود.

در طی دو ده ۱۹۵۰ و۱۹۶۰ ، جرقه های تحقیقات جدید باعث گردید علاقه نسبت به شناخت اساس فیزیولوژیکی رفتار و فرایندهای شناختی مجددأ ایجاد گردد.

در سال ۱۹۷۱ اسکینر با انتشار کتاب مجادله انگیز خود تحت عنوان “فراسوی آزاذی و حرمت” ، خشممردم را نسبت به ” رفتارگرایی بنیادگرا” برانگیخت.
در سال ۱۹۷۸ هربرت سیمون به خاطر تحقیقات با ارزشی که در زمینه ” شناخت” انجام داده بود ، برنده جایزه نوبل گردید.

در دهه ۱۹۸۰ نیاز به استقلال جمعی و از طرف دیگر تنوع و گوناگونی فرهنگی در جوامع غربی باعث گردید علاقه برای پاسخ دادن به این سوال که ” چگونه عوامل فرهنگی رفتار آدمی را شکل میدهند ” بطور فزاینده افزایش یابد.

در سال ۱۹۸۱ راجر اسپری به خاطر تحقیقات خود در زمینه دو پاره مخ برنده جایزه نوبل ( در فیزیو لوژی و پزشکی) گردید و …

تاریخچه روانشناسی در ایران
روانشناسی در ایران بیش از هزارسال قدمت دارد و در گذشته و تاریخ باستان از آن به عنوان علم النفس و علم اخلاق نام برده شده است. دانشمندان و فلاسفه‌ای مانند ابوعلی سینا، ابوریحان، ملاصدرا در آثار خود به این علم پرداخته و آن را در جهات متفاوت و مختلفی مورد بررسی قرار داده‌اند .
 
تفاوت روانشناسی و روانپزشکی.
اصلی‌ترین تفاوت این است که روانشناسان برای درمان بیشتر از تکنیک‌های روان درمانی کمک می  گیرنداجازه تجویز دارو ندارند.
در مقابل، روانپزشک می‌تواند از درمان‌های پزشکی و دارویی و همچنین روان درمانی کمک بگیرد. روانشناسی و روانپزشکی دو تخصص مکمل هستند و روانشناسان و روانپزشکان در قالب یک تیم با هم همکاری می‌کنند. از نظر تحصیلات، روانپزشک در واقع ابتدا در رشته پزشکی عمومی تحصیل می‌کند و سپس دوره تخصص خود را در رشته روانپزشکی طی می‌کند و بنابراین یک پزشک محسوب می‌شود. اما روانشناسان دوره‌های چهار ساله کارشناسی، دوساله کارشناسی ارشد و چهار ساله دکتری تخصصی را می‌گذرانند و به صورت تخصصی بر روی ارزیابی و درمان‌های غیردارویی متمرکز هستند.


روانشناسی در چه جنبه‌هایی از زندگی ما کاربرد دارد؟
همه ما روزانه از روانشناسی استفاده می‌کنیم؛ از جمله در صحبت با دوستان، بحث با طرف مقابل یا تربیت فرزندان. اما بیشتر مردم نقش روانشناسی را پشت تصمیمات خود درک نمی‌کنند. شناخت نحوه عملکرد ذهن موجب می‌شود روابط مستحکمی بسازیم و بهترین تصمیمات را بگیریم.

·        برقراری ارتباط بادیگران:روانشناسی زندگی با دیگران را راحت‌تر می‌کند و موجب می‌شود بهتر بتوانیم اطرافیان خود را درک کنیم و با رفتارهای آنان کنار بیاییم.

·        بهبودارتباطات :درک طرز تفکر و رفتار انسان‌ها موجب می‌شود افراد بتوانند ارتباط بهتری با یکدیگر داشته باشند و از طریق اعمال و زبان بدن افراد، آن‌ها را بیشتر بشناسند.

·        ایجاداعتماد بنفس:شناخت بیشتر خود و ویژگی‌های شخصیتی شما، موجب ایجاد اعتماد بنفس در شما خواهد شد. از این طریق، به نقط ضعف خود پی می‌برید و می‌توانید آن‌ها را اصلاح کنید.

·        موفقیت شغلی:از طریق علم روانشناسی می‌توانید همکاران خود را بهتر درک کنید و دوستی‌های پایداری داشته باشید. شناخت بهتر افراد و تعامل مناسب با آن‌ها در محل کار، موجب پیشرفت شغلی شما خواهد شد.

 
.
 
 
 

مطب

مطب شخصی دکتر محمد نظری وانانی

مرکز توانبخشی دکتر محمد نظری وانانی

آدرس:

تهران، میرداماد، تقاطع شریعتی میرداماد، پلاک 2 واحد 5 - 09016391575 - 02122921489

شماره تماس:

دیدگاهتان را بنویسید

نظری موجود نیست